عطا ملك جوينى
861
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
مستحكمهء اين ناحيه بوده معروف است و ذكر آن در كتب تواريخ و مخصوصا در تاريخ يمينى به مناسبت جنگهاى قابوس وشمگير در حوالى آن قلعه براى استرداد سلطنت مغصوبهء خود در حدود 388 و نيز به مناسبت حبس و قتل پادشاه مزبور در همين قلعه بسيار آمده است « 1 » . ( 66 - ) - ص 737 س 11 ، بومسلم رازى : اين بومسلم رازى كه از جانب نظام الملك مأمور به گرفتن حسن صبّاح بوده به تصريح ابن الأثير در حوادث سنهء 494 ( ج 10 : 131 ) داماد وزير مزبور و والى رىّ بوده است و نام وى در راحة الصّدور راوندى ص 140 - 141 در ضمن شرح وقايع سلطنت بركياروق ( سنهء 486 - 498 ) و در تاريخ سلجوقيّهء عماد كاتب ص 93 در ضمن حوادث سلطنت محمّد بن ملكشاه ( سنهء 498 - 511 ) نيز آمده است . پس معلوم مىشود كه وى به نحو قدر متيقّن تا اوايل عهد اين پادشاه اخير يعنى تا حدود 500 هجرى در حيات بوده است . و معزّى را قصيدهايست غرّاء در مدح صاحب ترجمه كه چون حاوى پارهاى اشارات تاريخى است و ديوان شاعر مزبور نيز تاكنون به چاپ نرسيده مناسب ديديم ذيلا آن را درج نمائيم و از اين قصيده معلوم مىشود كه پدر معزّى ( يعنى برهانى ) نيز از مدّاحان همين بو مسلم رازى بوده است ، و هي هذه « 2 » : قصيدهء معزّى در مدح بو مسلم رازى تا باغ زرد روى شد از گشت روزگار * بر سر نهاد تودهء كافور كوهسار از برف شد بدايع كهسار در حجاب * وز ابر شد صنايع خرشيد در حصار هامون برهنه گشت ز ديباى هفت رنگ * كرد و نهفته گشت به سنجاب سيل بار باد صبا به باغ نسوزد همى بخور * باد خزان به چرخ بر آرد همى بخار زاغ سياه يافت به ميراث بوستان * ماغ سپيد داد به تاراج لالهزار قمرى كنون همىنسرايد به گلستان * بلبل كنون همىنگرايد به مرغزار
--> ( 1 ) - رجوع شود به شرح تاريخ يمينى ج 2 ص 6 ، 174 - 177 ، و معجم الأدباء ياقوت ج 6 ص 151 ، و معجم البلدان همو در باب جيم بهعنوان « جناشك » و نيز استطرادا در عنوان « سميران » ، و قابوسنامه در باب بيستم طبع طهران ص 87 ، و تاريخ ابن اسفنديار ( ترجمهء براون ) ص 232 - 233 ، و ابن الأثير ج 9 ص 99 در حوادث سنهء 403 ، و تاريخ مازندران از سيّد ظهير الدّين ( رجوع به فهرست آن ) ، و تذكرهء دولتشاه سمرقندى ص 528 - 529 . ( 2 ) - نقل از مجموعهء دواوين شعراء ستّه معزّى و اثير اخسيكت الخ نسخهء ديوان هند نمرهء 132 ورق 15 ( فهرست ايته نمرهء 913 ) .